تبلیغات
کشکول سید ،علامرودشت - آراء در شأن نزول آیه اکمال

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

آراء در شأن نزول آیه اکمال

نویسنده :سید
تاریخ:پنجشنبه 9 آبان 1392-07:23 ب.ظ

روایت ابونعیم اصفهانی

ابی نعیم از محمّد بن احمد بن علی بن مخلّد، از محمّد بن عثمان بن ابی شیبه، از یحیی حمانی، از قیس بن ربیع، از ابی هارون عبدی، از ابی سعید خدری نقل می‏کند که: پیامبرصلی الله علیه وآله مردم را در روز غدیر خم به علیّ‏علیه السلام دعوت نمود. و امر کرد که هر چه خار و خاشاک زیر درخت بود بکنند. و این واقعه در روز پنجشنبه بود. علیّ‏علیه السلام را صدا زد، آن گاه بازوهای او را گرفت و هر دو را بلند نمود به حدّی که مردم سفیدی زیر بغل‏های رسول خداصلی الله علیه وآله را مشاهده کردند. مردم متفرّق نشدند تا این که این آیه نازل شد: (أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً) پس رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: اللَّه اکبر بر کامل کردن دین و تمام نمودن نعمت، و رضایت پروردگار به رسالت من و به ولایت علیّ از بعد من. آن گاه فرمود: هر که من مولای اویم پس علیّ مولای اوست، بار خدایا هر کس ولایت او را پذیرفت او را دوست بدار و هر که با او دشمنی نمود او را دشمن دار. و هر کس او را یاری کرد یاری کن و هر کس او را خار کرد خارش نما..." 1 ".

بررسی سند

- محمد بن احمد بن علی بن مخلّد معروف به ابن محرّم: از بزرگان شاگردان ابن جریر طبری و ملازمین او است، که دار قطنی و ابو بکر برقانی او را معتبر دانسته‏اند، و ذهبی از او به امام تعبیر کرده است." 2 " و اگر برخی او را تضعیف کرده‏اند به جهت نقل احادیث مناقب اهل بیت‏علیهم السلام است.

- محمّد بن عثمان بن ابی شیبه: ذهبی او را به امام حافظ تعبیر کرده و صالح جزره او را توثیق نموده است. و ابن عدی می‏گوید: من از او حدیث منکری ندیده‏ام تا آن را نقل کنم." 3 ".

- یحیی حمانی: او از رجال مسلم در صحیح اوست. و نیز از مشایخ ابی حاتم و مطیّن و امثال این دو از بزرگان اهل سنت به حساب می‏آید. و عده‏ای از یحیی بن معین نقل کرده‏اند که او را صدوق و ثقه معرفی نموده است. و نیز گروهی دیگر از علمای اهل جرح و تعدیل (رجال) او را توثیق نموده‏اند. و هر کس درباره او سخنی ناشایست گفته به جهت حسد او بوده است. گفته‏اند که او عثمان را دوست نداشته و درباره معاویه می‏گفته که او بر غیر ملت اسلام بوده است." 4 ".

- قیس بن ربیع: او از رجال ابی داود و ترمذی و ابن ماجه به حساب می‏آید. و ابن حجر او را صدوق دانسته است." 5 ".  ابو هارون عبدی: که همان عمارة بن جوین است، او از مشاهیر تابعین بوده و از رجال بخاری در «خلق افعال العباد»، و ترمذی و ابن ماجه و از شیوخ ثوری و حمّادین و دیگران از بزرگان اهل سنت بوده است. گرچه برخی به جهت تشیع بر او خرده گرفته‏اند،" 6 " ولی نمی‏توانند او را ردّ کنند؛ زیرا حدیث او در کتب بخاری و دو کتاب از صحاح اهل سنت وارد شده است. و دیگر این که در جای خود به اثبات رسیده که شیعه بودن راوی حدیث در صورتی که راستگو باشد مضرّ به حدیث او نیست." 7 ".

روایت خطیب بغدادی

خطیب بغدادی از عبداللَّه بن علیّ بن محمّد بن بشران، از علی بن عمر حافظ، از ابو نصر حبشون بن موسی بن ایوب خلّال، از علی بن سعید رملی، از ضمرة بن ربیعه قرشی، از ابن شوذب، از مطر ورّاق، از شهر بن حوشب، از ابی هریره نقل کرده که گفت: هر کس در روز هجدهم ذی حجه روزه بگیرد ثواب شصت ماه روزه بر او نوشته خواهد شد. و آن روز غدیر خم است، زمانی که پیامبرصلی الله علیه وآله دست علی بن ابی طالب‏علیه السلام را گرفت و فرمود: آیا من ولیّ مؤمنین نیستم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! فرمود: هر که من مولای اویم پس علیّ مولای اوست. عمر بن خطاب گفت: مبارک باد، مبارک باد ای پسر ابی طالب! تو مولای من و مولای هر مسلمان شدی. آن گاه خداوند این آیه را نازل کرد: (أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ...)..." 8 ".

بررسی سند

- ابن بشران (م 415): خطیب بغدادی او را صدوق، ثقه، ثبت و... معرفی کرده است. و ذهبی نیز او را عدل دانسته است." 9 ".

- علی بن حافظ: همان دارقطنی است (م 388) که علمای رجال او را بسیار تمجید کرده‏اند." 10 ".

- ابو نصر حبشون: ذهبی او را صدوق دانسته و خطیب بغدادی نیز او را توثیق کرده و درباره او قول مخالفی ذکر نکرده است.

- علیّ بن سعید رملی: ذهبی تصریح به وثاقت او کرده و می‏گوید: تا به حال کسی را ندیدم که درباره او مذمّتی بگوید." 11 ".

- ضمرة بن ربیعه (م 202): او از رجال بخاری در کتاب «الادب المفرد» و چهار صحیح دیگر از صحاح اهل سنت است. عبداللَّه بن احمد از پدرش نقل کرده که او صالح الحدیث و از ثقات به حساب می‏آید. عثمان بن سعید دارمی از یحیی بن معین و نسائی توثیق او را نقل کرده، و ابو حاتم او را صالح، و محمّد بن سعد او را ثقه مأمون خیّر دانسته و گفته که افضل از او وجود ندارد." 12 ".

- عبداللَّه بن شوذب (م 156)؛ او از رجال ابی داود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه است. ذهبی می‏گوید: جماعتی او را توثیق کرده‏اند،" 13 " و ابن حجر او را صدوق عابد معرفی نموده است." 14 " و از سفیان نقل کرده که ابن شوذب از ثقات مشایخ ما به حساب می‏آید. و ابن معین و ابن عمار و نسائی نیز او را ثقه معرفی کرده است. و ابن جبّان نیز او را در جمله ثقات به حساب آورده است." 15 ".

- مطر ورّاق (م 129): او از رجال بخاری و رجال مسلم و چهار نفر دیگر از صاحبان صحاح است." 16 ".

- شهر بن حوشب (م 112): او از رجال بخاری درکتاب «الادب المفرد» و مسلم و چهار نفر دیگر از صاحبان صحاح به حساب می‏آید و همین معنا در توثیق او نزد اهل سنت کافی است." 17 ".

روایت ابن عساکر

ابن عساکر به طرق مختلف این مضمون را نقل کرده است. به یک سند از خطیب بغدادی نقل کرده قبلاً ذکر شد.

در سندی دیگر از ابو بکر بن مزرفی، از حسین بن مهتدی، از عمر بن احمد، از احمد بن عبداللَّه بن احمد، از علی بن سعید رقّی، از ضمره، از ابن شوذب، از مطر ورّاق، از شهر بن حوشب از ابی هریره همان مضمون قبل را نقل کرده است." 18 ".

بررسی سند

- ابوبکر بن مزرفی (م 527): ابن جوزی می‏گوید: «من از او حدیث شنیدم، مردی ثابت در نقل حدیث، عالم و دارای عقیده نیک بود»." 19 " و ذهبی نیز او را ثقه و متقن دانسته است." 20 ".

- ابو الحسین بن مهتدی، (م 465): خطیب بغدادی او را ثقه، و سمعانی او را ثقه معرفی کرده و احادیث او را قابل احتجاج دانسته است." 21 ".

- عمر بن احمد: او که همان ابن شاهین است (م 385)، خطیب بغدادی و ابن ماکولا او را ثقه امین، و دارقطنی و ابو الولید باجی و ازهری او را ثقه، و ذهبی او را شیخ صدوق حافظ معرفی کرده است." 22 ".

- احمد بن عبداللَّه بن احمد همان ابن النیری سابق است. بقیه رجال سند قبلاً مورد بررسی قرار گرفت.طریق دیگر از ابن عساکر

ابن عساکر نیز از ابو القاسم سمرقندی، از ابو الحسین بن نقور، از محمّد بن عبداللَّه بن حسین دقّاق، از احمد بن عبداللَّه بن احمد بن عباس بن سالم بن مهران، معروف به ابن النیری، از سعید رقّی، از ضمره، از ابن شوذب، از مطر ورّاق از شهر بن حوشب از ابی هریره همین مضمون را نقل کرده است." 23 ".

بررسی سند

- ابو القاسم بن سمرقندی (م 536): ابن عساکر و سلفی او را ثقه، و ذهبی او را استاد و امام در حدیث معرفی کرده است." 24 ".

- ابو الحسین بن نقور (م 470): خطیب او را راستگو، و ابن خیرون او را ثقه، و ذهبی او را شیخ جلیل راستگو معرفی کرده است." 25 ".

بقیه رجال حدیث قبلاً به آن‏ها اشاره شد.

راویان نزول آیه در روز غدیر خم

جماعت بسیاری از علمای اهل سنت روایت نزول آیه در روز هجدهم ذی حجه در سرزمین غدیر خم را در کتاب‏های خود نقل کرده‏اند اینک به اسامی برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

1 - حافظ ابو جعفر محمّد بن جریر طبری (م 310). " 26 "

2 - حافظ ابن مردویه اصفهانی (م 410)." 27 ".

3 - حافظ ابی نعیم اصفهانی." 28 ".

فظ ابو بکر خطیب بغدادی **متن=(م 463). " 29 ".

5 - حافظ ابو سعید سجستانی (م 477). " 30 "

6 - ابو الحسن بن مغازلی شافعی (م 483). " 31 ".

7 - حافظ ابو القاسم حسکانی." 32 ".

8 - حافظ ابو القاسم بن عساکر دمشقی شافعی (م 571). " 33 "

9 - خطیب خوارزمی (م 568). " 34 ".

10 - سبط بن جوزی." 35 ".

11 - شیخ الاسلام حمّوئی." 36 ".

12 - عماد الدین ابن کثیر دمشقی شافعی." 37 ".

13 - جلال الدین سیوطی شافعی." 38 ".

14 - میرزا محمّد بدخشی." 39 ".

و دیگران.

آراء در شأن نزول آیه

در رابطه با شأن نزول آیه سه رأی عمده مطرح است:

اشاره به دوران عظمت اسلام

فخر رازی احتمال می‏دهد که کلمه «الیوم» در این آیه در معنای حقیقی خود به کار نرفته است، بلکه معنای مجازی دارد، بدین معنا که «یوم» در این جا به معنای «دوران» و «یک برهه از زمان» است، نه یک قطعه کوتاه از زمان.

طبق این نظریه، آیه نظر به روز خاص و حادثه ویژه‏ای ندارد، بلکه از شروع و آغاز دوران عظمت اسلام و فرا رسیدن دوران یأس و ناامیدی کفار خبر می‏دهد.

پاسخ

اولاً: معنای مجازی و غیر حقیقی نیاز به قرینه روشنی دارد که فخر رازی برای این معنای مجازی قرینه‏ای ارائه نمی‏دهد.

ثانیاً: اگر این تفسیر صحیح بود، نزول آیه بنابر این معنا سزاوارتر بود که در فتح مکه باشد.

ثالثاً: با روایاتی که دلالت بر نزول آیه در هجدهم ذی حجه دارد سازگار نیست.

نزول آیه در روز عرفه

فخر رازی احتمال دیگری می‏دهد که بگوییم آیه در روز عرفه بر پیامبر نازل شده و کلمه «یوم» نیز در معنای حقیقی آن به کار رفته است، که همان روز خاص و معیّنی باشد، یعنی روز هشتم ماه ذی حجه در آخرین سفر حج پیامبرصلی الله علیه وآله که سال دهم هجرت بوده است.

بخاری به سند خود از عمر بن خطاب نقل کرده که مردی از یهود به او گفت: ای امیر المؤمنین: آیه‏ای در کتاب شما است که می‏خوانید، اگر بر ما جماعت یهود نازل شده بود آن روز را عید می‏گرفتیم. عمر گفت: کدامین آیه؟ او گفت: (أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً). عمر گفت: ما آن روز و مکانی را که این آیه بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شد می‏دانیم، آن روز، روز عرفه و روز جمعه بود." 40 ".

پاسخ

اولاً: تمام روایات از این قبیل از حیث سند ضعیف است، زیرا از پنج نفر از صحابه نقل شده است، که دو نفر از آن‏ها عمر بن خطاب و معاویه‏اند، و از آن جا که در قول به نزول آیه در روز نهم ذی حجه ذی نفع‏اند، زیرا هر دو غاصب خلافت امیر المؤمنین‏علیه السلام بوده‏اند، لذا قولشان مورد قبول نخواهد بود.

و نیز از طریق سمرة بن جندب و ابن عباس و امام علی‏علیه السلام نیز نقل شده است، ولی در روایت سَمُره، عمر بن موسی بن وجیه قرار دارد که ضعیف است و لذا اصل روایت را هیثمی ردّ کرده است." 41 " و در سند روایت منسوب به ابن عباس، عمّار مولی بنی هاشم قرار دارد که بخاری در صدد تضعیف او برآمده است..." 42 ".

در روایت منسوب به امام علی‏علیه السلام نیز احمد بن کامل واقع شده که دارقطنی او را سهل‏انگار در نقل حدیث معرفی کرده است." 43 ".

ثانیاً: فخر رازی می‏گوید: «مورخان و محدّثان اتفاق نظر دارند که پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله پس از نزول این آیه شریفه بیش از 81 یا 82 روز عمر نکرده...»." 44 ".

و از طرفی دیگر اهل سنت معتقدند که پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله در روز دوازدهم ربیع الأوّل به دنیا آمده است و اتفاقاً در روز دهم ربیع الأوّل نیز رحلت نموده‏اند. حال با کمی تأمّل پی می‏بریم که این مدت زمان تنها با مبدئیّت هجدهم ذی حجه سازگاری دارد نه نهم عرفه.

ثالثاً: ممکن است که این دو قول را بر فرض صحت این گونه با هم جمع کنیم که آیه دو بار بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده است.

رابعاً: و نیز ممکن است این دو قول را به این نحو جمع کنیم که آیه در روز نهم ذی حجه بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده ولی در روز هجدهم پیامبرصلی الله علیه وآله آن را تلاوت کرده است، زیرا پیامبرصلی الله علیه وآله از جانب خداوند مأمور به ابلاغ به ولایت امیر المؤمنین در حجة الوداع بوده است.

خامساً: ممکن است که مقصود از اکمال دین در آن روز کامل شدن اسلام با تبیین حجّ و ابلاغ ولایت امیر المؤمنین‏علیه السلام باشد؛ زیرا مطابق برخی از روایات جبرئیل بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شد و از جانب خداوند به او فرمود که: تو همه چیز را بیان کردی جز دو وظیفه را که باید عملی کنی، یکی حجّ و دیگر ولایت..." 45 ".

علامه طباطبایی‏رحمه الله می‏فرماید: «جایز است که بگوییم: خداوند سبحان بیشتر سوره را که در آن آیه «اکمال» و امر ولایت است در روز عرفه نازل کرده است، ولی پیامبرصلی الله علیه وآله ابلاغ و بیان ولایت را به روز غدیر خم در هجدهم ذی حجه موکول کرد، گرچه آن را در روز عرفه تلاوت کرده بود. و این که در برخی از روایات آمده که نزول آیه در روز غدیر است، بعید به نظر نمی‏رسد که مراد تلاوت حضرت همراه تبلیغ امر ولایت باشد که در آن روز انجام گرفته است. بنابر این توجیه، بین روایات، تنافی وجود ندارد." 46 ".

نزول آیه در روز غدیر خم

نظر شیعه امامی و بسیاری از علمای اهل سنت آن است که آیه «اکمال» در روز هجدهم ذی حجه، در غدیر خم بر پیامبر نازل شده است، که به برخی از روایات صحیح السند اشاره کردیم.

کلینی‏رحمه الله به سندش از امام باقرعلیه السلام در حدیثی نقل کرده که فرمود: «و کانت الفریضة تنزل بعد الفریضة الأولی، وکانت الولایة آخر الفرائض، فانزل اللَّه عزّ وجلّ (أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی)...»؛" 47 " «فریضه به ترتیب یکی پس از دیگری نازل می‏شد و ولایت آخرین فریضه‏ها بود سپس خداوند عزوجل این آیه را نازل فرمود: (أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ...)...».

این نظریه با مضمون و محتوای آیه شریفه نیز سازگار است، زیرا:

اولاً: دشمنان اسلام پس از ناکامی در تمام توطئه‏ها تنها به یک چیز دل بسته بودند و آن این که پیامبرصلی الله علیه وآله از دنیا برود و پس از ارتحال آن حضرت بتوانند به آرزوی خود برسند و ضربه نهایی را بر اسلام وارد سازند. اما وقتی دیدند که آن حضرت در روز هجدهم ذی حجه، سال دهم هجرت در بین عموم مردم شخصی بی نظیر را به جانشینی خود انتخاب کرد، آرزوهای خویش را بر باد رفته دیدند.

ثانیاً: با انتخاب امیرالمؤمنین‏علیه السلام به ولایت و امامت، نبوت به سیر تکاملی خود ادامه داد، و به آن دین خود را تمام و کامل کرد.

ثالثاً: نعمت‏های خداوند با نصب امامت و رهبریِ پس از پیامبر تکمیل شد.

رابعاً: بدون شک اسلام بدون امامت و رهبری پس از پیامبرعلیه السلام یک دین فراگیر و جهانی نخواهد شد.

استعمالات واژه الیوم

«یوم» در چهار معنا استعمال شده است:

1 - مدّت زمانی که از طلوع فجر آغاز و به غروب خورشید ختم می‏شود. بنابر این معنا «یوم» مترادف «نهار» است و به معنای روز در مقابل شب به کار می‏رود. مانند: (إِذْ تَأْتیهِمْ حیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتیهِمْ)؛" 48 " «روز شنبه آنان، ماهی‏هایشان روی آب می‏آمد، و روز غیر شنبه به سوی آنان نمی‏آمد.»

و نیز می‏خوانیم: (فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَر)؛" 49 " «هر کس از شما که در ماه رمضان بیمار یا در سفر باشد، پس روزهای دیگری را روزه بگیرد.»

2 - مجموع شبانه روز: چنان که بر مجموع نمازهایی که در یک شبانه روز خوانده می‏شود نمازهای یومیه می‏گویند.

3 - عصر، روزگار و برهه‏ای از زمان، مانند آیه: (تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ)؛" 50 " «ما این روزهای ظفر و شکست را به نوبت میان مردم می‏گردانیم.»

حضرت امیر المؤمنین‏علیه السلام می‏فرماید: «الدهر یومان: یوم لک ویوم علیک»؛" 51 " «زمانه دو روز است: یک روز به نفع تو است و یک روز به ضرر تو.»

4 - مرحله: چنان که درباره خلقت آسمان و زمین فرمود: (الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیَّامٍ)؛" 52 " «خدایی که آسمان و زمین را در شش مرحله خلق کرد.» و نیز فرمود: (خَلَقَ الْأَرْضَ فی یَوْمَیْنِ)؛" 53 " «زمین را در دو مرحله خلق کرد.»

5 - قیامت: بیشترین استعمال واژه در قرآن کریم مربوط به روز قیامت است. سرّ اینکه از قیامت به «یوم» تعبیر می‏شود آن است که مرحله دیگری از نظام هستی و مرحله پایانی آن است.

الف و لام در «الیوم» برای عهد است و اشاره به روز معیّن و مشخصّی دارد که نزد گوینده و شنونده معلوم است. بنابر این واژه «الیوم» به معنای امروز در مقابل دیروز و فردا قرار دارد.

حقّ آن است که آیه، اشاره به برهه‏ای از روزگار دارد که آغاز آن قطعه زمانی، روز نزول این آیه بوده است. از این رو اختصاصی به دوازده ساعت یا بیست و چهار ساعت ظرف نزول آیه ندارد.

«الیوم» دوم در آیه که به منظور اهمّیت دادن به آن روز بزرگ تکرار شده است نیز به همین معناست. 

پی نوشت:

1- خصائص الوحی المبین، ص 61و62، به نقل از کتاب ما نزل علیّ من القرآن از ابی نعیم اصفهانی

2- سیر اعلام النبلاء، ج 16، ص 61؛ تاریخ بغداد ج 1، ص 331؛ شذرات الذهب، ج 3، ص 26

3- تاریخ بغداد، ج 3، ص 43

4- تهذیب التهذیب، ج 11، ص 218-213

5- تقریب التهذیب، ج 2، ص 128

6- تهذیب التهذیب، ج 7، ص 361و362

7- ر.ک: مقدمه فتح الباری

8- تاریخ بغداد، ج 8، ص 290

9- سیراعلام النبلاء، ج 17، ص 311

10- تاریخ بغداد، ج 12، ص 34؛ سیر اعلام النبلاء، ج 16، ص 449

11- میزان الاعتدال، ج 4، ص 125

12- تهذیب الکمال، ج 13، ص 319و320

13- الکاشف، ج 1، ص 356

14- تقریب التهذیب، ج 1، ص 423

15- تهذیب التهذیب، ج 5، ص 261-255

16- تهذیب الکمال، ج 28، ص 551؛ تقریب التهذیب، ج 2، ص 252

17- تهذیب الکمال، ج 12، ص 578؛ تقریب التهذیب، ج 1، ص 355

18- ترجمه امیرالمؤمنین‏علیه السلام از تاریخ دمشق، رقم 575و578و585

19- المنتظم، ج 17، ص 281

20- سیر اعلام النبلاء، ج 18، ص 241

21- سیر اعلام النبلاء، ج 18، ص 241

22- همان، ج 16، ص 431

23- ترجمه امیر المؤمنین‏علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ح 575و578و585

24- سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 28

25- همان، ج 18، ص 372

26- کتاب الولایة

27- تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 14؛ درّ المنثور، ج 3، ص 19؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 12، ص 237؛ الاتقان، ج 1، ص 53

28- ما نزل من القرآن فی علیّ‏علیه السلام، ص 56

29- تاریخ بغداد، ج 8، ص 290

30- کتاب الولایة

31- مناقب علی بن ابی طالب‏علیه السلام، ص 18، ح 24

32- شواهد التنزیل، ج 1، ص 201، ح 211

33- ترجمه امیر المؤمنین‏علیه السلام از تاریخ دمشق، ح 575و578و585

34- المناقب، ص 135، ح 152

35- تذکرة الخواص، ص 30

36- فرائد السمطین، ج 1، ص 72، ح 39

37- البدایة والنهایة، ج 5، ص 232

38- در المنثور، ج 3، ص 19؛ الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 53

39- مفتاح النجا، باب 3، فصل 11، ص 34

40- صحیح بخاری، ج 1، ص 16

41- مجمع الزوائد، ج 7، ص 13

42- تهذیب التهذیب، ج 7، ص 404

43- لسان المیزان، ج 1، ص 249

44- تفسیر فخر رازی، ج 11، ص 139

45- ر.ک: تفسیر صافی، ذیل آیه اکمال

46- المیزان، ج 6، ص 196و197

47- اصول کافی، ج 1، ص 289

48- سوره اعراف، آیه 163

49- سوره بقره، آیه 184

50- سوره آل عمران، آیه 140

51- نهج البلاغه، حکمت 396

52- سوره اعراف، آیه 54؛ سوره حدید، آیه 4

53- سوره فصّلت، آیه 9


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
امیر
شنبه 11 آبان 1392 11:49 ق.ظ
سلام خوبی؟ وبلاگ خیلی خوبی داری.خوشحالم وبلاگ تو را پیدا کردم.من هم یه سایت دارم و براش دنبال مدیر میگردم.همچنین اگه تو سایت فعال باشی جایزه هم میدیم. اگه خواستی به سایتم یه سر بزن.همچنین اگه دوست داشتی میتونیم با هم تبادل لینک کنیم http://www.forumbax.com
بانو
جمعه 10 آبان 1392 01:13 ب.ظ
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه
بانو
جمعه 10 آبان 1392 10:50 ق.ظ
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo