تبلیغات
کشکول سید ،علامرودشت - بررسی شبهات ایه ابلاغ

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

بررسی شبهات ایه ابلاغ

نویسنده :سید
تاریخ:پنجشنبه 9 آبان 1392-06:47 ب.ظ

بررسی شبهات

برخی از علمای اهل سنّت در صدد توجیه دیگری برای آیه برآمده‏اند تا ربطی به مسأله غدیر نداشته و از مؤیّدات ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب‏علیه السلام به حساب نیاید. اینک این توجیهات را مورد بررسی قرار می‏دهیم:

 >نزول آیه در مورد محافظت پیامبر در مدینه

>نزول آیه در مورد حراست در مکه

>نزول آیه در جنگ با بنی انمار

>نزول آیه درباره رجم و قصاص

>نزول آیه درباره مکر یهود

 

نزول آیه در مورد محافظت پیامبر در مدینه

اهل سنّت بر اساس برخی از روایات می‏گویند: پیش از نزول این آیه از پیامبرصلی الله علیه وآله محافظت می‏شد ولی پس از نزول آن و تضمین خداوند بر حفظ جان ایشان، عذر نگهبانان را خواستند، و فرمودند: «بروید، خداوند من را حفظ خواهد کرد.»

پاسخ:

 اوّلاً: این روایات بر فرض احراز صدور، درصدد بیان مورد نزول آیه نیست و با آن منافاتی ندارد، بلکه در آن‏ها تنها استناد پیامبر خداصلی الله علیه وآله را به بخشی از این آیه نشان می‏دهد و چون در متن برخی از روایات تصریح شده این ترخیص از ناحیه رسول خداصلی الله علیه وآله در مدینه بوده است، احتمال دارد در فاصله غدیر خم تا وفات پیامبر خداصلی الله علیه وآله باشد.

ثانیاً: اساساً مفسّران اهل سنّت این روایات را غریب دانسته و بر این قول متفقند که چون آیه مذکور مدنی و در اواخر بعثت نازل شده است، با حراست ابو طالب در مکه پیوندی ندارد.

ثالثاً: قول به این‏که آیه فوق دو بار یکی در اوائل بعثت و دیگری در مدینه در اواخر بعثت نازل شده باشد، [1]  نمی‏تواند مشکلی را حل کند؛ زیرا بر فرض که آیه در اوائل بعثت نازل شده باشد و در آن تضمین خداوند بر حفظ پیامبرصلی الله علیه وآله باشد ولی نیازی به نگهبانی رسول خداصلی الله علیه وآله در مدینه توسط یارانش نخواهد بود.

[1] تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 79.

 

نزول آیه در مورد حراست در مکه

سیوطی از ابن عباس نقل می‏کند که از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال شد: کدام آیه بر شما گران آمد؟ حضرت فرمود: «در ایام موسم حجّ در منا بودم و مشرکان عرب و سایر مردم در آنجا بودند. جبرائیل بر من نازل شد و گفت (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ...)من برخاستم و ندا دادم: ای مردم! چه کسی مرا یاری می‏کند تا پیام پروردگارم را برسانم و برای او بهشت باشد. ای مردم! بگویید: لا اله الّا اللَّه و من رسول خدایم تا رستگار شده، نجات یابید و به بهشت روید. پس هیچ کس از مرد و زن و کودک نبود جز آن‏که مرا با خاک و سنگ هدف قرار دادند و در صورتم آب دهان انداختند و گفتند: دروغگو است... پس عموی ایشان عباس آمد و حضرت را از دست آنان نجات داد و آنان را به عقب راند.» [1] .

پاسخ:

 حدیث از موضوعات و جعلیات بنی العباس بوده تا در برابر علویان فضیلتی بسازند؛ زیرا:

اوّلاً: آیه مذکور به اتفاق شیعه و سنّی در اوائل بعثت در مکه نازل نشده است. و تکرار نزول هم وجهی ندارد.

ثانیاً: این حدیث خبر واحد است و مخالفت است با تمام احادیثی که مخالف با این مضمون دارد.

[1] درّ المنثور، ج 3، ص 17؛ روح المعانی، ج 4، ص 290؛ فتح القدیر، ج 2، ص 61.

 

نزول آیه در جنگ با بنی انمار

ابن ابی حاتم به نقل از جابر بن عبداللَّه انصاری می‏گوید: «در جنگ پیامبر خداصلی الله علیه وآله با بنی انمار، حضرت بر سر چاهی نشستند. مردی به نام «وارث» یا «غورث بن حارث» از بنی نجّار قصد کشتن حضرت را کرد... وی نزد پیامبر آمد و گفت: شمشیرت را بده تا ببویم. حضرت آن را به وی داد. آن گاه از دستش لیز خورده و افتاد. پیامبرصلی الله علیه وآله به او فرمود: خداوند بین تو و آنچه می‏خواستی انجام دهی مانع شد. آن‏گاه این آیه نازل شد: (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ). [1] .

پاسخ:

اوّلاً: ابن کثیر بعد از نقل این حدیث می‏گوید: «حدیث جابر بدین صورت غریب است.» [2] .

ثانیاً: در نقل این داستان اختلاف است؛ زیرا ابو هریره آن را به نحو دیگری نقل می‏کند. [3]  و اختلاف در نقل سبب وهن روایت است.

ثالثاً: این داستان با متن آیه سازگاری ندارد؛ زیرا در آن ضمانت بر حفظ پیامبر خداصلی الله علیه وآله به خاطر ابلاغ پیام خداوند می‏باشد.

رابعاً: توطئه برای قتل رسول خداصلی الله علیه وآله تازگی نداشته تا در اثر آن در اواخر بعثت، خداوند طبق آیه مذکور، ضمانت بر حفظ پیامبرصلی الله علیه وآله کند.

خامساً: این جریان با تمام روایاتی که از طریق شیعه و سنّی نقل شده منافات دارد؛ زیرا در آن‏ها نگرانی پیامبرصلی الله علیه وآله از تبلیغِ دستوری بوده که بر ایشان نازل شده است.

[1] تفسیر القرآن العظیم، ج 4، ص 1173، ح 6614.

[2] تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 79.

[3] اسباب النزول، سیوطی، ص 152؛ درّ المنثور، ج 3، ص 119؛ تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 79.

 

نزول آیه درباره رجم و قصاص

برخی از اهل سنّت در شأن نزول آیه می‏گویند: «خداوند به پیامبرش دستور داد تا آنچه را که درباره حکم رجم و قصاص بر وی نازل شده اعلان کند. در واقع این اعلان برخوردی در برابر موضع یهود بود که می‏خواستند به نحوی از حکم رجم زنای محصنه و قصاص که در تورات آمده است فرار کنند. از این رو افرادی را نزد رسول خداصلی الله علیه وآله فرستادند تا از ایشان درباره این دو موضوع سؤال کنند، جبرئیل نازل شد و حکم رجم و قصاص را آورد. [1] .

این افراد از اهل سنّت می‏گویند: آیات 41 تا 43 که پیش از آیه مورد بحث در همین سوره مائده است، در این باره می‏باشد.

پاسخ:

 اوّلاً: این قول بدون دلیل و مخالف با اقوال تمام صحابه است.

ثانیاً: متن این آیات در ردّ این قول کافی است، چون یهود در زمان نزول این سوره در اواخر بعثت تار و مار شده و سر جایشان نشسته بودند و در موقعیتی قرار نداشتند که بتوانند به حضرت زیانی برسانند تا خداوند وعده حفظ به او دهد.

[1] عمدةالقاری، ج 18، ص 206؛ تفسیر معالم‏التنزیل، ج 2، ص 51؛ مفاتیح‏الغیب، ج 12، ص 48.

 

نزول آیه درباره مکر یهود

اولین کسی که آیه «تبلیغ» را در مورد مکر یهود تفسیر کرده، مقاتل بن سلیمان است. [1]  و پس از وی طبری و بغوی و محمد بن ابی‏بکر رازی این قول و تفسیر را اختیار کرده‏اند. [2]  فخر رازی نیز پس از احتمالات فراوان در مورد نزول آیه مورد بحث همین قول را برگزیده و تنها دلیل آن را نیز سیاق یا تناسب آیات قبل و بعد دانسته که جملگی درباره یهودیان است. [3] .

پاسخ:

 اوّلاً: سوره مائده آخرین سوره‏ای است که بر پیامبرصلی الله علیه وآله در حجة الوداع نازل شده است، و در آن موقع یهود شوکتی نداشته‏اند تا پیامبرصلی الله علیه وآله از آن‏ها خوف داشته باشد و احتیاج به محافظت و عصمت و نگهبانی از آن‏ها داشته باشد.

ثانیاً: قرآن موجود بر اساس ترتیب نزول آن نبوده تا بتوان به سیاق آیات آن بر ظهور یک معنا تمسّک کرد.

ثالثاً: سیاق بر فرض ظهور داشتن، قرینه مقامی است و در برابر نصّ روایات و قرینه‏های دیگر ظهوری نخواهد داشت.

رابعاً: بنا بر گفته فخر رازی، حکمی که خداوند درباره یهود نازل کرد و به قدری بر آنان گران تمام شد که موجب تأخیر در ابلاغ آن از سوی رسول خداصلی الله علیه وآله گردید، این بود: (یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ‏ءٍ حَتَّی...)«ای اهل کتاب شما بر هیچ چیز نیستید تا آن‏که....» در حالی که قرآن پیش از این آیه در آیه 64 همین سوره خطاب تندتری به یهود دارد: (وَقالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا...)؛ «و یهود گفتند: دست خدا [با زنجیر] بسته است، دست‏هایشان بسته باد! و به خاطر این سخن از رحمت [الهی] دور شوند....»

خامساً: وجود این آیه در بین آیات یهود ممکن است اشاره به این نکته باشد که منافقانی که پیامبرصلی الله علیه وآله از آن‏ها خوف داشت به منزله یهود و از سنخ آنان در کفر و ضلالتند.

[1] تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 1، ص 491 و 492.

[2] جامع البیان، طبری، ج 4، ص 307؛ تفسیر معالم التنزیل، بغوی، ج 2، ص 51؛ تفسیر اسألة القرآن المجید و اجوبتها، رازی، ص 74.

[3] مفاتیح الغیب، ج 12، ص 50.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo